CSS Menu Expand Css3Menu.com

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم




کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

منوها بازشونده هستند، کلیک کنید!
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. اگر فقط برای خواندن چرندیات بنده اینجا آمده‌اید، یا دست‌نوشته‌ها را از منوی وبلاگ ببینید یا به این آدرس سر بزنید: ndoustali.blog.ir
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از منوی آبشاری و مخصوصا کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از زیرمنوی به بهانه‌ی شعر استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

بخش‌های ویژه
می‌خواهم کمک کنم
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳ ارديبهشت ۹۸، ۰۰:۳۲ - پریسا نامجو
    تشکر
ترجمه‌ی کیمیا به دیگر زبان‌ها
لوگوها
امکانات
filesell

زندگی یا مردگی؟! زندگی یا مردگی؟!

دوشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۲:۰۸ ق.ظ

نمازامون که به درد عمه‌هامون می‌خوره

روزه که برای گوارشمون ضرر داره، همون ماه رمضون رو با بدبختی و خواب یه کاریش می‌کنیم بسّه

قرآن که نمی‌خونیم

روایت و حدیث که تخصص می‌خواد

نهج‌البلاغه رو که نگو، اصلا نمی‌شه فهمیدش

صحیفه‌ی سجادیه هم که معلومه، همه‌ش دعاست

دعای کمیل که زمزمه نمی‌کنیم

زیارت حضرات که با خوندن جامعه‌ی کبیره نمی‌ریم

دعای ندبه که مال سحرخیزاست

زیارت عاشورا که از اسمش معلومه، روز عاشورا باید خونده بشه

گریه که مال افسرده‌هاست، ما حالمون خوبه

شعر خوب که نمی‌خونیم

کتاب که ورق نمی‌زنیم

حرف حساب که گوش نمی‌دیم

 

***

 

یعنی واقعاً و دقیقاً ما داریم زندگی می‌کنیم یا مردگی؟

 

 

+ تصویر این مطلب

مجمع البیان؛ موضوع و فائده‌ی علم تفسیر مجمع البیان؛ موضوع و فائده‌ی علم تفسیر

جمعه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۸، ۰۶:۰۰ ق.ظ

موضوع و فائده‌ی علم تفسیر

موضوع علم تفسیر، کلام خدا و غرض از آن، به دست آوردن قدرت و توانایى بر استنباط‍‌ صحیح احکام شرعى از این کتاب آسمانى است.

بدیهى است که خداوند، جهان و انسان را بى‌فائده و بدون در نظر گرفتن هدفى نیافرید؛ او انسان را آفرید تا به فرمانش گردن نهد و از گناهان دورى کند و به مقرراتى که خدا براى سعادت و تمام‌شدن حجت بر او از راه وحى برایش معین کرده، عمل کند.

خدا در انسان نیروى عقل قرار داد تا چراغ روشن فرا راهش باشد و به او دست و پا داد تا آن‌چه فهمیده انجام دهد و بالاترین و پر ارزش‌ترین ثمرات و نتیجه‌هاى عقل و اعضاء سالمى که خدا داده آن است که انسان از راه علم و عمل به سعادت همیشگى و رستگارى واقعى در زندگى مادى و معنوى و معاش و معاد برسد.

خداوند راه سعادت را براى بندگان خود بیان کرده و اعمالى را که از او دوست دارد و فائده‌اش به خود او باز می‌گردد به وسیله‌ی شرایع الهیه بر زبان فرستادگان بزرگ معین نمود.

بر این فرستادگان که پایه‌گذاران قانون و شریعت بودند، خداوند کتابى که جامع آن قوانین و به زبان خود مردم باشد، نازل نمود تا آنان را از تاریکی‌هاى جهل و نادانى به روشنایى ایمان و یقین در آورد و مردم کلام خدا را بشنوند و احکامش را بفهمند و آن‌چه در این کتاب، مجمل و نیازمند به توضیح باشد همین فرستاده آن را براى مردم واضح می‌کند؛ انبیاء نیز جانشینان خود را علم کتاب آموختند تا مرجعى براى بیان معانى کتاب و تفسیر مبهمات آن باشند و در تاریکی‌هاى بدعت و جهل، انوار درخشنده‌ی آنان فرا راه عقول قرار گیرد و در برابر بدعت‌گذارانى که همه‌چیز را با دل‌خواه، تفسیر و توجیه مى‌کنند سدّ محکمى باشند و آیات قرآن را آن چنان که خدا می‌خواهد معنى کنند نه مانند دسته‌هایى که در اسلام پدید مى‌آمدند و مطابق میل و هوس خود آن‌چه خواستند در آیات گفتند؛ مثلاً آیه‌ی کریمه‌ی: «رَبَّنٰا وَ لاٰ تُحَمِّلْنٰا مٰا لاٰ طٰاقَةَ‌ لَنٰا بِهِ‌»(۱) را به عشق و حبّ‌ برگردانده‌اند.

یا این‌که آیه‌ی «مَنْ‌ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ‌ عِنْدَهُ‌ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ‌»(۲) را به این صورت نوشته: من ذل ذى(کسى که خوار کند این را یعنى نفس را)؛ یشف(شفا مى‌یابد)؛ ع(بفهم و درک کن).

بدیهى است این‌گونه تأویلات چقدر بى‌ارزش است و از همین جهت رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله شدیداً نهى می‌کرد که مردم قرآن را با رأى و فکر خود تفسیر نکنند و هر که آن را با میل خود تأویل کند، جایگاهش عذاب و آتش است و در عصر نبوّت، صحابه از رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله آن‌چه مربوط‍‌ به تفسیر و بیان قرآن و شناسایى معنى و حقیقت آیات بود فرا مى‌گرفتند.

و سنّت و احادیث نبوى در این زمینه فراوان شد و به استناد آن احادیث، علم تفسیر قرآن که مورد عنایت شدید مسلمین قرار گرفت پدید آمد و چون هدف و نتیجه‌اش فهمیدن مقصود آیات و کلمات خدا است، اشرف از همه‌ی علوم و پر ارزش‌ترین آن‌ها است.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱- بقره، ۲۸۶

۲- بقره، ۲۵۵

 

* منبع: تفسیر مجمع‌البیان، فضل بن حسن طبرسی، جلد ۱، صفحه‌ی ۲ تا ۴

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
مهم! با توجه به اینکه امکان پاسخ به نظرات خصوصی وجود ندارد لذا در صورت تمایل برای دریافت پاسخ، نظر خود را به صورت خصوصی ارسال نفرمایید. با تشکر!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


هدایت به بالای صفحه