آیا انسان‏‌هاى معمولى هم مى‏‌توانند معصوم باشند؟! :: کیمیا

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم


کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

تاریخ امروز
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. امیدوارم روز به روز بیشتر شود به همراه برکت.
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از منوی بالای صفحه استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

حمایت می‌کنیم
دنبال چی می‌گردید؟
پیگیر کیمیا باشید
بخش‌های ویژه
نیت کنید و هم بزنید
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
  • ۱۱ آبان ۹۹، ۲۲:۴۷ - محمد مسلم نژاد
    موافقم
کپی‌رایت

پرسش

آیا انسان‏‌هاى معمولى هم مى‏‌توانند معصوم باشند یا نه؟

 

پاسخ اجمالی

«عصمت» به معناى مصون و در امان‌بودن و مانع‌شدن از ارتکاب عصیان و ابتلاى به نسیان...، داراى درجات و مراتبى است که مرتبه‌ی اعلاى آن اختصاص به انبیا و اوصیاى الهى دارد و این مقام تنها در مورد ایشان -به دلیل وجود نصوص قرآنى و روایات و انتصاب و برگزیدگی ایشان براى رهبرى بشر، به عنوان خلافت الهى- قابل اثبات است و در مورد دیگران، اگرچه تا حدودى قابل دست‌یابى و شناسایى است، اما سیر دیگران به حد و مرتبه‌ی ایشان نرسیده و شناسایى آن‌ها نیز به واسطه‌ی نص و اصطفا نمی‌باشد، بلکه به جهت بروز آثار و علایم آن، مثل: انجام کرامات و آگاهى از نیات و... قابل تشخیص است.


 

پاسخ تفصیلی

انسان موجودى مختار است و به گونه‌اى آفریده شد که با انتخاب صحیح و مزیّن‌شدن به ایمان و عمل صالح و اجتناب از عصیان اوامر یا نواهى الهى، می‌تواند به مقام «خلیفة اللهى» بار یابد؛ یعنى به جمیع کمالات متناسب با یک «انسان» دست یافته و از جمیع نواقص و عیوب پست دنیوى دور گشته و داراى «ولایت تکوینى و تصرف در قلوب» گردد.[۱]

انتخاب صحیح انسان، بر اساس علم و اراده‌ی قوى او، در تبعیت از «عقل و فطرت و دین» است، و هر اندازه علم و اراده‌ی او قوی‌تر باشد، بیشتر از اشتباه و خطا، در امان می‌ماند و چون علت نسیان، بی‌اعتنایى و بی‌توجهى است، اگر اوامر و نواهى الهى براى او داراى اهمیت بوده و دائم الذکر باشد، با نسیان نیز دچار خطا و عصیان نمی‌گردد. و این همان مقامى است که از آن به «عصمت» تعبیر می‌شود و سبب ارتقاى تدریجى او به مقام ولایت و خلافت الهى می‌گردد. انبیا و اوصیاى الهى؛ چون امین وحى الهى هستند و به عنوان امام و الگوى بشریت مطرح‌اند، باید در اوج این مقام واقع شوند تا اولا: پیام الهى به طور کامل و صحیح در اختیار بشر قرار گیرد؛ ثانیا: مردم بتوانند به گفتار و کردار آن‌ها اعتماد کنند؛ ثالثا: از سیره و رفتار و اخلاق آن‌ها الگو گرفته و خود را بسان آن‌ها تربیت نموده و در راه وصول به تکامل و مقام خلیفة اللهى گام نهند؛ تا با استمرار آن راه، کعبه‌ی مقصود را در آغوش کشیده و به لقاء الله برسند؛ و به همین جهت است که تحت عنایت الهى -همراه با اختیار از کودکى تا آخر عمر- از هرگونه عصیان و طغیان و اشتباه مصون‌اند، تا اعتماد مردم به ایشان در حد أعلا واقع گشته و حجت بر همگان تمام شود و دیگران نیز تشویق به پیمودن این راه بشوند.

پس هر انسانى می‌تواند در راه عصمت و نیل به مقام ولایت و خلافت گام بردارد و هر چه بیشتر در این راه تلاش نموده و فزون‌تر تقوا را رعایت کند، بیشتر مورد عنایات و دست‌گیرى حق واقع می‌شود؛ زیرا او وعده داده است که:

«تقواى الهى را پیشه کنید تا خداوند به شما آموزش دهد.»[۲]

«و هر کس در راه ما تلاش نماید ما راه‌هاى خود را به وى می‌نمایانیم و خداوند هر آینه با نیکوکاران است.»[۳]

«اگر تقوا پیشه کنید خداوند براى شما فرقان (نیروى تمیز حق از باطل) قرار می‌دهد و سیئات شما را جبران و گناهان شما را می‌بخشد.»[۴]

«هر کس -چه زن و چه مرد- با ایمان باشد و عمل صالح انجام دهد، او را حیاتى طیبه (فراتر از زندگى عادى نیک دیگران) می‌بخشیم و کارهاى آن‌ها را به بهتر از آن‌چه انجام داده‌اند، پاداش می‌دهیم.»[۵]

در همین راستا در حدیث قدسى آمده است: «اگر بر عبد من، مشغولیت با من غالب آید، من همت و لذت او را در ذکرم برایش قرار می‌دهم؛ پس او عاشق من و من عاشق او می‌شوم و حجاب‌هاى بین خودم و او را بر می‌دارم، پس وقتى که مردم دچار سهو و نسیان می‌شوند، او دچار سهو و نسیان نمی‌شود [و خطا و عصیان از او سر نمی‌زند] پس اگر سخن بگوید، سخنش [مثل] سخن انبیا است و آن‌ها واقعاً سرآمد روزگارانند، آنانند که چون من عقوبتى را به اهل زمین اراده کنم، به یاد آن‌ها می‌افتم و عقوبتم را [به خاطر ایشان] از اهل زمین بر می‌گردانم.»[۶]

پس وجود «عصمت» در پیامبران و ائمه‌ی اطهار(ع) -چنان‌که گذشت و با ادله‌ی نقلى و عقلى فراوان اثبات شده است- ضرورت داشته؛[۷] لکن اختصاص به ایشان ندارد و هر کس در حد تلاش و تقوا و علم و اراده‌ی خود می‌تواند بهره‌اى از آن را کسب کند تا این‌که علایم آن نیز از او به ظهور و بروز برسد.

در انبیا و اوصیا، علاوه بر بروز این علایم، نص الهى و برگزیدن ایشان به مقام نبوت یا ولایت از طرف خداوند، دلیلى بر وجود عصمت در حد اعلا در ایشان است، وگرنه با حکمت و علم خداوند و هدف بعثت و ولایت ائمه(ع)؛ یعنى هدایت و تربیت انسان‌ها و ابلاغ و اجرا و دفاع از دین الهى، سازگار نخواهد بود.[۸] اما راه تشخیص این مقام در دیگران، متوقف بر بروز علایم آن از ایشان است، از جمله:

۱. خوددارى از گناه در شرایط و محیطى که اغلب انسان‌ها در آن شرایط به طور معمول دچار لغزش و عصیان می‌شوند؛ مثل رسیدن به پُست و مقام و شهرت و مال فراوان و...

۲. بروز کرامات و امور خارق العاده از ایشان؛ مانند علم به نیات و افکار افراد و یا شفاى امراض و رفع و دفع گرفتاری‌هاى دیگران که انجام آن از عهده‌ی دیگران خارج است و...

۳. استجابت دعاى ایشان یا نفرین او.

۴. نفوذ بر دل‌ها و ایجاد تحول و انقلاب در آن‌ها.

۵. شرح صدر و طمأنینه و موضع‌گیرى مناسب در معضلات فردى یا اجتماعى.

۶. مجراى فیض الهى گشته و بدین جهت برکات و نعمات نازل و بلایا دفع می‌شوند.

البته باید توجه داشت که «نبى» داراى مقامى است که وصول به آن براى احدى ممکن نیست و در بین خود انبیا نیز مراتبى وجود دارد، و خاتم الانبیاء(ص) در رأس این هرم واقع است و سپس خاتم الاوصیاء(ع) و سایر ائمه(ع) و سپس سایر انبیا(ع) و بعد سایر مردم واقع می‌شوند؛ یعنى سیر صعودى عصمت و خلافت الهى داراى مراتب طولى و نیز عرض عریضى است که همه در یک سطح واقع نمی‌شوند و تشخیص آن براى افراد، موکول به علم الهى است.[۹]

 

پی‌نوشت‌ها:

[۱]. ر. ک: «راه‌های محبوب خدا شدن»، سؤال ۱۰۶؛ «سعادت و کمال انسان»، سؤال ۹۱؛ «قرب الهی و اقسام آن»، سؤال ۸۹.

[۲]. بقره، ۲۸۲؛ تغابن، ۱۱.

[۳]. عنکبوت، ۶۹.

[۴]. انفال، ۲۹.

[۵]. نحل، ۹۷.

[۶]. نقل از: حسینى طهرانى، سید محمد حسین، توحید علمى و عینى، ص ۳۳۷.

[۷]. ر. ک: مصباح یزدى، محمد تقى، راه و راهنماشناسى، ص ۱۴۷ – ۲۱۲، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش.

[۸]. ر. ک: همان.

[۹]. ر. ک: «عصمت انبیا از دیدگاه قرآن»، سؤال ۱۱۲.

از سایت اسلام‌کوئست

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هدایت به بالای صفحه