کیمیا

امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت؟ «حافظ»
ویژه‌ی‌ ماه مبارک رمضان
به «کیمیا» چه امتیازی می‌دهید؟
طبقه‌بندی موضوعی (کلیک کنید!)
حمايت مي‌کنيم

۱۹ مطلب با موضوع «وبلاگ :: نقد و نظر» ثبت شده است

چه ذکر یا وردی باید همراه‌مان باشد؟

سه شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۴۳ ب.ظ

سلام

از آنجا که هر اسمی از اسامی حق‌تعالی یا حضرات آل‌الله علیهم‌السلام، یا اذکار و اورادی که به دست ما رسیده، دارای اثری خاص هستند، اینکه چه کسی، چه ذکر یا دعا یا اسمی از اسماء حضرت حق را به همراه داشته، یا مشغول چه ذکری باشد خود، مقوله‌ای بسیار پیچیده و کاملا تخصصی است.

لذا اگر نمی‌دانیم چه چیزی از آنچه عرض شد را همراه خود داشته یا برای حل مشکلی خاص، مشغول چه ذکری باشیم و استاد و راهنمایی متقی و خبره نیز در این زمینه نداریم، بهترین کار این است که به قدر متیقن عمل کرده و مثلا فقط به خاطر زیبایی یک انگشتر حکاکی شده با ذکر یا اسمی خاص، آن را همراه خود نکنیم. همان همراه داشتن یک انگشتر عقیق یا فیروزه یا... بدون حکاکی ما را مشمول بهره‌بردن از ثواب آن خواهد کرد.

یاعلی

.

* تصویر تزیینی است.

* شاید متن را ویرایش غیر محتوایی کنم؛ شاید.

  • ناصر دوستعلی

مذاکره

سه شنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۰۹ ق.ظ

در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 57 ثانیه

  • ناصر دوستعلی

جناب آقای میثم مطیعی عزیز

سلام علیکم

یکی‌دو سال قبل از این، کمی قبل از فرارسیدن ماه محرم حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام سخنی از شما در سایت‌ها و افواه نقل و مشهور شد که مقام معظم رهبری در پاسخ به سوال حضرتعالی راجع به برهنه‌شدن در جلسات عزاداری برای سینه‌زدن فرموده بودند: «اگر این کار نشود بهتر است و بنده این کار را نمی‌پسندم» (نقل مضمون). حتما به خاطر دارید حواشی نقل این نظر معظم‌له در هیئات و جلسات مذهبی چقدر زیاد بود. بعد از آن دیده شد که در جلسات شما صادقانه به این نظر رهبری احترام گذاشته شد و نصب‌العین قرار گرفت که جای تقدیر و تشکر دارد.

از طرف دیگر حتما بهتر از حقیر نظر معظم‌له درباره‌ی کف‌زدن در اعیاد مذهبی که البته یک نظر تشافهی نبوده بلکه در اجوبة‌الاستفتائات ایشان (سوال 1182) به صراحت وجود دارد را می‌دانید که درست شبیه نظرشان درباره‌ی برهنه‌شدن در جلسات عزاداری برای سینه‌زدن است:

«س 1182: دست‌زدن همراه با شادى و خواندن و ذکر صلوات بر پیامبر اکرم و آل او (صلوات الله علیهم اجمعین) در جشن‌هایى که به مناسبت ایام ولادت ائمه معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) و اعیاد وحدت و مبعث برگزار مى‏شود چه حکمى دارد؟ اگر این جشن‏ها در مکان‌هاى عبادت مانند مسجد و نمازخانه‏هاى ادارات و مؤسسات دولتى و یا حسینیه‏ها برگزار شوند، حکم آنها چیست؟

ج: به‌طور کلى کف‏زدن فى‏نفسه به نحو متعارف در جشن‌هاى اعیاد یا براى تشویق و تأیید و مانند آن اشکال ندارد ولى بهتر است فضاى مجالس دینى به‌خصوص مراسمى که در مساجد و حسینیه‏ها و نمازخانه‏ها برگزار مى‏شود، به ذکر صلوات و تکبیر معطّر گردد تا انسان به ثواب آنها برسد.»

در دو سایتی که صوت برنامه‌های شما در آن‌ها منتشر می‌شود صوت جلسات جشن میلاد حضرات آل‌الله علیهم‌السلام وجود دارد که در آن‌ها سرود خوانده می‌شود و مستمعین دست می‌زنند. از شما انتظار می‌رود با توجه به اهمیت بالایی که برای نظر مقام رهبری و پیاده‌شدن نظر معظم‌له در جلسات مذهبی قائل هستید -که بسیار به‌جا و پسندیده نیز می‌باشد- دست‌زدن در اعیاد مذهبی و جلسات هیات‌تان را نیز مثل برهنه‌شدن در هنگام سینه‌زدن در عزاداری‌ها از برنامه حذف کنید چرا که با نظر معظم‌له هم‌خوانی ندارد. به هر حال پسندیده نیست -خاصه از حضرتعالی- دیده شود قسمتی از نظر رهبری را عمل می‌کنید و قسمت دیگر را رها.
اگر احیانا بفرمایید که در جلسات‌تان سرود را دیگران می‌خوانند و مستمعین برای سرودی که دیگران می‌خوانند دست می‌زنند که عذر بدتر از گناه می‌شود. چه اینکه لابد نباید اجازه بدهید که اتفاقی غیر از نظر رهبری در جلسه‌ای که شما اداره می‌کنید بیفتد.

اگر "جلسه‌ی عزاداری الگو" جلسات عزاداری بیت رهبری باشد، جلسات جشن و اعیاد الگو نیز همان‌ها خواهد بود. اگر در عزاداری‌ها در بیت رهبری مستمعین برای سینه‌زدن برهنه نمی‌شوند برای اعیاد نیز کف نمی‌زنند. سرلوحه قراردادن این جلسه به عنوان الگو چه در مراثی و چه در اعیاد از شما انتظار می‌رود.
بنده اهل جار و جنجال و حاشیه نیستم و به «یوم تبلی السرائر» عقیده دارم. لذا این چندخط را جز از روی خیرخواهی برایتان ننوشتم.

والسلام

 

* این چندخط در کامپیوترم داشت خاک می‌خورد.

  • ناصر دوستعلی

سلام

همانطور که قبلا عرض کردم در قسمت امکانات اختیاری بیان دیدم که تعداد ارسال پست تا سقفی خاص محدود و ارسال بیشتر از آن مشمول پرداخت هزینه است.

یک. اینکه بیان برای امکانات خوبی که در اختیار کاربرانش قرار می‌دهد هزینه‌ای دریافت کند تا دچار تزریق تبلیغات اجباری به وبلاگ‌های زیر مجموعه‌اش و کارهایی از این دست نشود و همچنین بتواند حریت خود و عدم وابستگی مالی خود را حفظ کند بسیار معقول است و از حقوق بیان. در آینده -اگر توفیق بود - توضیح خواهم داد که بنده شدیدا طرفدار این نظر هستم که: «کار فرهنگی باید مولد و درآمدزا باشد وگرنه یا زمین خواهد خورد و یا حریت خود را از دست خواهد داد.»

دو. در مدتی که در فضای مجازی فعالیت کردم -حدودا از اوائل دهه‌ی هشتاد، مثلا سال ۸۱ یا ۸۲- از سرویس‌های وبلاگ‌ده مختلفی -که داستان این را هم بعدا خواهم گفت- استفاده کرده‌ام. در این سرویس‌ها محدودیت در همه‌چیز را دیده بودم مگر محدودیت در تعداد پست‌های یک وبلاگ را. اگر اولین و مهم‌ترین رسالت و حتی خواستگاه ایجادشدن سرویس‌دهنده‌های وبلاگ را در اختیارگذاشتن فضایی برای نشر مطالب توسط کاربران (صرف نظر از باقی امکانات) بدانیم، به نظر می‌رسد این محدودیت با این رسالت سازگاری نداشته باشد. به نظر محدودیت در ارسال پست عجیب و غیرقابل توجیه است و دلیل قانع‌کننده‌ای برای آن وجود ندارد.

سه. همانطور که گذشت اینکه بیان -به حق-  برای برخی امکاناتی که ارائه می‌کند پولی دریافت کند کاملا منطقی است اما از آن طرف هم باید برخی امکانات ایجاد درآمد را برای وبلاگ‌های خود به سرعت ایجاد کند. و شاید حتی از همان ابتدای شکل‌گیری‌اش باید همانطور که برای درآمدزایی خود برنامه‌ریزی می‌کرد برای کاربران خود هم که به هر حال قسمتی از درآمد بیان از طریق آنها تامین می‌شود طرحی در نظر می‌گرفت. خیلی از وبلاگ‌نویسان حرفه‌ای می‌دانند که چگونه با امکاناتی که سرویس‌دهنده در اختیارشان قرار می‌دهد کنار آمده و نهایت استفاده را از آن ببرند اما همه می‌دانیم که برخی امکانات را فقط خود سرویس‌دهنده می‌تواند ایجاد و ارائه کند. فکر می‌کنم یکی از بهترین و کاربردی‌ترین این امکانات -که جای خالی آن به شدت حس می‌شود- امکان اتصال وبلاگ‌های بیان به درگاه‌های پرداخت مجازی است که یکی از بهترین اشکال آن امکان ایجاد "لینک دانلود به ازای پرداخت" است. وبلاگ‌های خوبی که دارای تولیدات مفید هستند مجبورند به خاطر عدم وجود این امکان یا از بیان کوچ کنند یا از فروشگاه‌های مجازی استفاده کنند. اما اگر بشود -که می‌شود- ارائه‌ی محصول و فروش آن -خاصه با توجه به وجود صندوق بیان که از نقاط قوت این سیستم است- در خود بیان صورت بگیرد، حیف نیست بیان کاربرانش را از دست بدهد. تصور می‌شود با توجه به رویکرد کلی بیان که رویکردی فرهنگی است و همانطور که تا امروز بیشتر وبلاگ‌های زیرمجموعه نیز همین رویکرد را داشته‌ و اصطلاحا فیک نبوده‌اند، وبلاگ‌های بیان بتوانند محصولات خوبی را به کاربران و خوانندگان خود ارائه دهند.

چهار. پیشنهاد اکید می‌شود بیان، ایجاد امکانی که نام برده شد را در اولویت کاری خود قرار دهد تا در آینده شاهد کوچ کاربرانش به سرویس‌های دیگر نباشد و نباشیم.  اتفاقی که با توجه به وجود رقبای سرسخت اصلا دور از ذهن نیست. همه می‌دانیم که در حال حاضر سرویس‌دهنده‌هایی وجود دارند -برخی جدید و برخی با قدمتی بیش از بیان- که امکاناتی بسیار بیشتر از بیان و حتی گاهی غیرقابل مقایسه در اختیار کاربرانشان آن هم به صورت رایگان قرار می‌دهند.

پنج. بنده به شخصه به بیان علاقه داشته و آن را کاری قوی، تمیز، شیک، به‌روز، دارای ظاهر بسیار ساده و شدیدا کاربرپسند، دور از پیچیدگی‌های معمول در سرویس‌های رقیب و... می‌دانم و استفاده از آن را به دوستان زیادی پیشنهاد داده‌ام. اما به نظرم بیان باید برای آنچه عرض شد فکری بکند وگرنه رو به افول خواهد گذاشت و این واقعا خیلی حیف است. دوباره نیز تاکید می‌کنم خوب است که بیان پیشنهاد ایجاد امکان اتصال وبلاگ‌هایش به درگاه‌های پرداخت مجازی و خصوصا امکان ایجاد لینک دانلود به ازای پرداخت را جدی گرفته و در اولویت کاری خود قرار دهد. بنده خودم از کسانی هستم که به خاطر نبود همین امکان چند وقتی است علی‌رغم میل درونی دنبال جابجایی به جایی مناسب می‌گردم.

با آرزوی توفیق آن‌افزون برای تمام اهالی بیان

والسلام

 

  • ناصر دوستعلی

اتفاقات اتفاقی

پنجشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۲۳ ب.ظ

سلام

اصلا به این اتفاقات اتفاقی که تعداد اتفاق افتادن‌شان انگار رو به ازدیاد است کاری ندارم -علی‌الحساب فعلا- اما آن‌چه شاید قابل توجه باشد این است که:

وقتی اولین ‌بار این اتفاق اتفاق افتاد در سایتی دیدم که نویسنده‌ای گشته و پیدا کرده بود در کلام امیرالمومنین علی علیه‌السلام خطاب به یکی از فرماندارانش که: «با آن‌ها مصافحه کن که مصافحه باعث چنین می‌شود و چنان» (نقل مضمون). و استفاده کرده بود که این اتفاق اتفاقی با توجه به فرمایشات امام علی علیه‌السلام چیز بدی نیست که طرف مقابل، های و هوی راه انداخته که بیایید و ببینید چه اتفاقی اتفاق افتاده است. با این هم کاری ندارم که آیا این استفاده از این روایت برای توجیه این اتفاق درست بوده یا نه. گیرم که اصلا درست و حق با نویسنده‌ی محترم. بحث در جای دیگری است.

نکته‌ این‌جاست که برخی هنگامی که روایتی، حدیثی، آیه‌ای و یا واقعه‌ی تاریخی‌ای منطبق بر نظرشان باشد استفاده از آن را برای توجیه نظرشان بلااشکل می‌دانند و اتفاقا آن واقعه، حدیث و آیه می‌شود حجت شرعی برای نظر و عمل‌شان. اما اگر روایتی، حدیثی، آیه‌ای، واقعه‌ی تاریخی‌ای منطبق بر نظرشان نباشد و طرف مقابل علیه‌شان استفاده کند زیر بار قبول استدلال نرفته و می‌گویند این مقایسه‌ی تاریخی و انطباق این کار، عمل، نظر و شخصیت که ما طرفدارش هستیم با این روایت و آیه و... اصلا و اصولا صحیح نیست. مثلا می‌گویند مگر می‌شود کسی را علی علیه‌السلام دانست و دیگری را معاویه و یا یکی را حسین علیه‌السلام و آن‌یکی را یزید؟ چطور جرأت می‌کنید که مردم عادی را با این‌ها مقایسه می‌کنید؟ 

اولا اگر کار انطباق روایات و آیات و اتفاقات تایخی بر مسائل روز کار صحیحی است دیگر فرقی نمی‌کند این کار را ما بکنیم یا طرف مقابل. و اگر ناصحیح است خود ما هم نمی‌توانیم برای توجیه و مدلل‌کردن کارمان از آن استفاده کنیم، ایضا طرف مقابل.

ثانیا مغالطه‌ی کوچک و جمع و جوری که در این استدلال نهفته این است که وقتی روایتی، حدیثی، آیه‌ای و یا واقعه‌ی تاریخی‌ای نقل و با اتفاقی شبیه به آن مقایسه می‌شود به معنی آن نیست که طرف خوب داستان -از نظر استفاده‌کننده- با علی علیه‌السلام و طرف بد -از نظر استفاده‌کننده- با یزید و معاویه مقایسه شود. چه اینکه این مقایسه قطعا باطل است. بلکه معنای آن این است که "رفتار امروز" با "رفتار علوی" و "رفتار معاویه‌گونه" و "رفتار حسینی" با "رفتار یزیدی" مقایسه می‌شود.

واضح است که تا دنیا دنیاست، رفتار علوی و حسینی و رفتار معاویه‌گونه و یزیدی وجود دارد و این سنگ محک، تا همیشه‌ کار می‌کند و کهنه‌گی‌بردار نیست. یعنی ممکن است ما علوی باشیم یا معاویه‌ای، حسینی باشیم یا یزیدی. نه اینکه علی علیه‌السلام باشیم و حسین علیه‌السلام و یزید و معاویه. این همان مطلبی است که در جمله‌ی مشهور «کل ارض کرببلا و کل یوم عاشورا» نهفته است که جناب سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی به خوبی به آن  پرداخته است.

ثالثا وقتی روایتی، حدیثی، آیه‌ای، واقعه‌ی تاریخی‌ای نقل می‌شود و در برخی جاها یا در تمام آن خود و عمل‌مان را -وجدانا- با یک‌طرف قضیه هم‌نظر و هماهنگ‌تر حس می‌کنیم معلوم است یک‌جای کارمان درست یا یک‌جایش می‌لنگد دیگر. وگرنه احساس یکی‌بودن با یک طرف قضیه چرا؟ به قول امروزی‌ها همزادپنداری‌مان به سمت خوب یا بد قضیه می‌کشد و این هم یعنی کمی شباهت بین ما و خوب یا بین ما و بد. این هم که ناراحتی ندارد. اگر به سمت خوب داستان کشبده می‌شویم یعنی شباهت‌مان به آن طرف و اگر به سمت بد کشیده می‌شویم یعنی شباهت‌مان به آن طرف بیشتر است. در هر دو صورت باید خدا را شکر کرد. چون یا شبیه خوب‌هاییم که چه از این بهتر، یا فهمیدیم که بدیم و باید شبیه خوب‌ها شویم و این هم نعمتی است که خدا فرصت برگشت به ما کرامت فرموده است.

خلاصه اینکه این کار یعنی استفاده‌ی ابزاری از آیات و روایات و وقایع تاریخی و اصطلاحا مصادره به مطلوب‌کردن آنها برای خودمان، تفکرمان، گروه‌مان همان تفسیر به رای است که به شدت از آن نهی شده است و جایگاه بدی برای مفسرین به رای در قیامت پیش‌بینی شده است.

والسلام

 

  • ناصر دوستعلی

پاسخ به چند شبهه درباره‌ی کربلا

سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۱:۳۱ ق.ظ
سلام
مدت‌ها پیش -وقتی که بازار وبلاگ‌نویسی داغ بود- شبهاتی درباره‌ی برخی وقایع کربلا و همچنین چند روایت با موضوع حسنین علیهم‌السلام در فضای مجازی منتشر شد که همان‌موقع پاسخ‌های لازم به این شبهات داده شد. کسی که در واقع در ذهنش شبهه‌ای بود و آن را مطرح کرده بود پاسخ خود را به خوبی گرفت، اما کسانی که به اصطلاح خودشان را به خواب زده بودند -و می‌دانیم آدمی که خود را به خواب زده را نمی‌توان بیدار کرد- دوباره همان شبهات قدیمی را در قالبی جدید مطرح و نشر دادند. منظورم از قالب جدید عوض‌کردن ظاهر شبهات و سوالات و ایرادات‌شان نیست بلکه با توجه به امکانات جدید در دنیای آی‌تی  مثل شبکه‌های اجتماعی، نرم‌افزارهای موبایلی و... شکل ارائه‌ی این شبهات را به روز کردند.
چند روز پیش یکی از دوستانم یکی از این مجموعه‌شبهات را که در قالب یک کلیپ تصویری منتشر شده بود را برای بنده فرستاد و گفت: شاید بدک نباشد جواب شبهات را ارائه کنیم. خیلی دوست داشتم مثل خود آن‌ها پاسخ را آماده و منتشر می‌کردم اما نبود امکانات -که مشکل همیشگی امثال بنده است- این اجازه را نداد. بنابراین پاسخ‌ها را به صورت مکتوب آماده کردم.
آنچه در قالب یک فایل PDF در ادامه قابل دانلود می‌باشد پاسخ شبهات مطروحه در همان کلیپ تصویری است که به خاطر مفصل‌بودن امکان انتشار در وبلاگ را نداشت. متن کامل این نوشتار از سایت سیدشهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی و چند سایت دیگر برداشته شده و با توجه به ایرادات ظاهریی که در آن موجود بود ویرایش و دوباره‌نویسی شد. متاسفانه نویسنده‌ی این متون مشخص نبود وگرنه نام ایشان، هم اینجا و هم در فایل مذکور ذکر می‌گردید.
طبق رسم معهود آنچه بنده به پاسخ سوالات اضافه کردم داخل [] قرار گرفته است تا از متن اصلی متمایز باشد. متن اصلی نیز شدیدا احتیاج به ویرایش جمله‌بندی و... داشت که در حد بضاعتم انجام دادم. سعی اکید شد که این ویرایش هرگز به محتوا خللی وارد ننماید.
به هر حال علی‌رغم وجود سایت‌های بسیار خوب در رابطه با پاسخ به سوالات و شبهات مثل سایت خوب پرسمان یا سایت عرفان و یا سایت علماء اعلام و... این فایل هم آماده‌ی تقدیم به دوستان شد. البته لازمه‌ی یافتن پاسخ این شبهات در نت با توجه به تعداد سوالات و پراکندگی پاسخ‌ها صرف وقت زیاد بود که شاید این فایل از این جهت کمکی باشد برای دوستان و علاقه‌مندان. بعد از مطالعه‌ی این فایل اگر سوالی در ذهن‌تان بدون جواب ماند همینجا مطرحش کنید، خود بنده یا دوستان عزیزی که دارم پاسخ آنها را به فضل الهی خواهیم داد.
والسلام
دریافت
عنوان: پاسخ به شبهاتی درباره‌ی کربلا
حجم: 471 کیلوبایت
  • ناصر دوستعلی

فیلترشدن احتمالی تلگرام

يكشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۴، ۰۷:۰۱ ب.ظ

سلام

هیچ بعید نیست نرم‌افزار تلگرام هم عاقبتی مثل باقی نرم‌افزارهای ارتباطی شبیه خود مثل وایبر پیدا کند. منظورم از سکه‌افتادنش نیست چون این بدیهی دنیای فناوری و دیجیال است. وقتی فیس‌بوک بی‌همتا با امکانات عجیب و غریبش حتی بعد از خریدن اینستاگرام حریف رقبایش نشد و از رونق افتاد دیگر نرم‌افزارهای ارتباطی تکلیف‌شان روشن است.

بلکه منظورم فیلترشدن تلگرام است. نگاه منصفانه این است که به خاطر نشر بی‌رویه‌ی استیکرهای غیر اخلاقی، فعالیت آدم‌های بی‌ظرفیت و بی‌جنبه که همیشه کاربران واقعی را پاسوز خود می‌کنند، وجود کانال‌های گروه‌های غیراخلاقی و ضد دینی و تکفیری مثل داعش -که لعنت خدا بر جهل‌شان و خودشان باد- و امثال اینها، طبیعی است که سیستم به سمت فیلترکردن این نرم‌افزار و هر نرم‌افزار دیگری که پاتوق اینگونه گروه‌ها و... باشد خیز بردارد.

و شاید نگاه غیرمنصفانه و یا بدبینانه هم این باشد که با توجه به نزدیک‌شدن ایام انتخابات مجلس و احتمال استفاده‌ی غیرطبیعی و غیرمعمول و احتمالا خلاف قانون برخی از کاندیداها و طرفداران آنها از این نرم‌افزار مثلا برای تخریب رقبا یا نشر مطالب غیر واقع و غیره، باز هم سیستم برای سالم‌سازی فضای انتخابات بهانه‌ی استیکرها و چه و چه را دستاویز فیلتر کردن تلگرام قرار دهد.

در هر صورت اگر این اتفاق بیفتد باز بسیاری از کاربران این نرم‌افزار خانه‌به دوش می‌شوند و تکلیف این همه گروه و کانال نامشخص و نامعلوم خواهد شد؛ که ضربه‌ی آن را کانا‌ل‌ها و گروه‌های خوب فرهنگی و مذهبی و... خواهند خورد.

از طرف دیگر عدم وجود نرم‌افزار ارتباطی مناسب و قدرتمند داخلی نیز باعث می‌شود کاربران میلی به استفاده از آنها نداشته باشند و به استفاده از نسخه‌های غیرایرانی تمایل به حق نشان بدهند. فضای نامناسب، ظاهر و رنگ‌بندی غیرقابل قبول، سرعت و امکانات بسیار ضعیف و... از ایرادات فاحش نرم‌افزارهای داخلی است.

به هر حال به نظر می‌رسد متصدیان امر باید بسیار جدی و خیلی زود فکری برای این خلاء در فضای مجازی کشور بکنند وگرنه با فیلتر احتمالی تلگرام اتفاقی جز نقل مکان کاربران به نرم‌افزار خارجی مشابه دیگر نخواهد افتاد که در این صورت مشکلات همچنان به قوت خود باقی خواهند ماند.

والسلام

  • ناصر دوستعلی

سلام

حتما در برنامه‌ی «درس‌هایی از قرآن» موضع‌گیری‌های آقای قرائتی را در برابر علوم مختلف و توصیه‌ی ایشان به اهتمام جوان‌ها به تفسیر قرآن کریم و اینکه با تمسک به قرآن از باقی علوم مستغنی خواهیم شد را شنیده‌اید. یا آنچه آقای رحیم‌پور سال گذشته در یکی از سخنرانی‌های خود راجع به شیعیان و قالتاق‌بودنشان به نقل از شهید مطهری گفت.

چند شب پیش به بهانه‌ی پیدا کردن کتاب الکترونیکی «تاملی بر نهضت عاشورا» نوشته‌ی آقای رسول جعفریان به جوابیه‌هایی از ایشان به سخنان آقایان قرائتی و رحیم‌پور برخوردم که در سایت‌ها منعکس شده بود و به نظرم جالب آمد.

فحوای کلام جناب جعفریان این است که چطور می‌شود با تمسک به قرآن از باقی علوم بی‌نیاز شد؟ با این وصف می‌بایست با تسلط به قرآن، ریاضی و هندسه و نجوم و تاریخ و... را کنار بگذاریم. بعد نتیجه گرفتند که همین طرز تفکر باعث شده مسلمانان به لحاظ علمی پیشرفت نکنند و نشر دوباره‌ی این طرز فکر در صدا و سیما پسندیده و قابل قبول نیست.

و با نقل جملات دقیق شهید مطهری با ذکر دقیق منبع بر آقای رحیم‌پور شدیدا خورده گرفته‌است که چطور شما تمامی شیعیان را قالتاق می‌خوانید؟ در حالی که خود شهید مطهری این صفت را مقید به کار برده و نه مطلق؟

اما به نظر حقیر بحث آنقدر که آقای جعفریان گرفتتد سخت نیست. زیره به کرمان‌بردنم را از جنابشان عذر می‌خواهم، اما قرائن موجود در صحبت‌های هر دو بزرگوار نظرات‌شان را از اطلاق ساقط می‌کند. چه اینکه وقتی کسی در مقام بیان مطلبی خاص می‌باشد طبیعی است که نتواند به تمام جوانب آن مطلب اشاره کند در غیر این صورت وقتی منبری، وعظی، خطابه‌ای، مقاله و سخنرانی علمی‌ای شروع می‌شد، دیگر تمام نمی‌شد چرا که گوینده و نویسنده مجبور بود برای اینکه از قسمت‌های مختلف بحثش سوء برداشت و استفاده نشود، پیاپی و پشت سر هم پرانتزی برای توضیح مطلبی باز کند و باز پرانتزی برای مطلب دیگر و چه‌بسا پرانتزی برای توضیح مطلب داخل پرانتز و همینطور ادامه پیدا میکرد.

وقتی آقای قرائتی در سخنرانی خود در مقام اهمیت تفسیر قرآن صحبت می‌کند و می‌گوید با تسلط به قرآن از باقی علوم بی‌نیازیم پر واضح است که منظورش این نیست که فاتحه‌ی باقی علوم را بخوانیم. چرا که در این صورت اول باید فاتحه‌ی همان تفسیر قرآن را خواند چرا که رسیدن به تفسیر و توضیح احتمالی آیات شریف قرآن جز در سایه‌ی تسلط به علوم مختلف -مثل عربی، حدیث، کلام و علوم بسیار دیگر از جمله تاریخ که اتفاقا تخصص جناب جعفریان می‌باشد- به دست نخواهد آمد. یعنی می‌شود به تفسیری از آیه‌ای رسید در حالی که علم دیگری را برای فهم صحیح آیات استفاده نکرد؟ اگر نظر آقای قرائتی این باشد حق با جناب جعفریان است و جناب قرائتی خود تیشه به ریشه‌ی تخصص‌ش می‌زند که از ایشان بعید است که خودش به دست خودش مقدمات و مبانی علم تفسیر قرآن را بی‌فایده بخواند.

یا آنجا که از بی‌فایده بودن برخی اطلاعات موجود در کتب درسی مثل ارتفاع قله‌ی هیمالیا می‌گوید، قرائن کلام کاملا نشان می‌دهد که ایشان در مقام نقد وجود برخی اطلاعات غیرمفید در کتب درسی است نه اینکه بخواهد -آنطور که جناب جعفریان گفته‌ است- بساط علم جغرافیا را برچیند. کاملا مشخص است که نظر جناب قرائتی این است که در درس‌های مدرسه، اطلاعاتی باید گنجانده شود که در عمل به کار دانش‌آموز بیاید و از آن استفاده کند وگرنه صرف اطلاع از ارتفاع قله‌ی هیمالیا چه فایده‌ای دارد؟ بله! دانش‌آموز بعد از دریافت اطلاعات مفید در زمینه‌های لازم حتی جغرافیا و تاریخ، رشد و در نهایت مسیر علمی خودش را انتخاب می‌کند -مثلا جغرافیادان می‌شود-. شاهد بر حق‌بودن سخنان جناب قرائتی وجود این همه فارغ‌التحصیل دانشگاهی و حتی حوزوی است که جز اطلاعات احتمالا زیاد، هنر دیگری ندارند و اگر دارند از همت خودشان بوده و نه سیستم آموزشی.

بحث در کلام آقای رحیم‌پور هم دقیقا به همین طریق است. از قرائن کلام ایشان نیز -با دیدن و شنیدن سخنرانی کامل ایشان در مورد مثال جناب جعفریان- این نکته به راحتی به دست می‌آید که آقای رحیم‌پور در مقام نقد و بررسی حرکات عجیب و غریب عده‌ای از شیعیان در قالب برگزاری مراسمات گوناگون مذهبی و غیره –که فقط کافی است سری در جامعه بچرخوانیم تا انواعش را ببینیم، خاصه تا چند روز دیگر که محرم سیدالشهداء علیه‌السلام آغاز می‌شود- است. آوردن مثال از شهید مطهری که به گفته‌ی ایشان شیعیان قالتاق هستند اگر هم ناخواسته دقیق نقل نشده باشد که منظور همان مقید بودن کلام است –هرچند جناب رحیم‌پور متن سخنرانی را از رو می‌خواند- از مقام کلام و قرائن به وضوح می‌توان درک کرد که جملات آقای رحیم‌پور مقید است به شیعیانی که دارای صفات رذیله‌اند و می‌خواهند با وجود هرکاری که انجام می‌دهند با یک «حسین، حسین» گفتن و گریه‌کردن تمام مافات را جبران کنند. خب چه کسی می‌تواند این مطلب را جور دیگری برداشت کند؟ آن هم با این همه قرینه؟ جالب اینجاست که خود جناب رحیم‌پور کاملا صفات شیعیان قالتقاق را نقل می‌کند.

بله اگر آقای جعفریان با لحنی دوستانه به این مسئله می‌پرداختند که خوب بود این دوبزرگوار کمی دقت را چاشنی جملات می‌کردند که باعث سوء برداشت احتمالی نشود حق با ایشان بود و بنده نیز با ایشان هم‌نظر بودم، هرچند همانطور که عرض شد اینکار بسیار مشکل است. اما اینکه با لحنی بسیار تند برای این آقایان به خاطر آنچه گفته‌اند اظهار تاسف کند به نظرم اصلا قابل قبول نیست آن هم از شخصیتی چون ایشان.

به شدت از جامعه‌ی علماء دانشگاهی و حوزوی انتظار می‌رود در اظهار نظرهای خود دقت کنند. لحن اظهار نظر و نقد خود را مورد مداقه قرار دهند. به هر حال این بزرگواران بی‌شک الگوی عده‌ای هستند که از آن‌ها درس می‌گیرند. اگر قرار باشد همیشه اظهار نظرها انقدر تند و تیز باشد دیگر فردا کسی جرأت اظهار نظر نخواهد داشت و اظهار نظرات احتمالی هم به جار و جنجال ختم می‌شود. متاسفانه اینگونه اظهارنظر و جوابیه‌دادن امروز در جامعه قابل مشاهده است، استاد دانشگاه یا حوزه‌ای در جایی حرفی و نظریه‌ای مطرح می‌کند و دیگری در جای دیگر -گاهی بدون اینکه آن نظریه را کاملا دقیق شنیده یا دیده باشد- حرف‌ها و نظرات و عقبه‌های احتمالی آن را به باد انتقاد شدید می‌گیرد و دیگری هم باز در جواب همین‌کار را می‌کند.

امیدوارم این مهم که رعایت اعتدال و خون‌سردی در اظهار نظر و در نقد نظرات دیگران است، در بین اهل علم رواج بیشتری پیدا کند.

والسلام

 

پ.ن:

1. متن کامل سخنان جناب رسول جعفریان با سرچ نام ایشان در نت، به راحتی مشاهده است.

2. از محضر جناب‌شان به خاطر این قلم‌فرسایی عذرخواهی می‌کنم، فقط بحثی طلبگی بود.

  • ناصر دوستعلی

از غدیر غافل نشویم!

پنجشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۴، ۰۳:۵۰ ب.ظ
سلام
مراقب باشیم از حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام، از عید ولایت حضرتش، از بزرگترین عید امت پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله، از عید غدیر خم غافل‌مان نکنند.
آنچه امت اسلامی در سراسر دنیا به آن مبتلاست جز به خاطر دوری از ولایت حقه‌ی امام علی علیه‌السلام نیست و راه درمانی هم جز تمسک به ولایت حقه‌ی او وجود ندارد.
انحرافی که به خاطر سرپیچی از دستور صریح پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله به نصب بلافصل امام علی علیه‌السلام بعد از خودش به خلافت و زعامت مسلمین -که آن هم اجرای دستور صریح خداوند سبحان بود- در امت اسلامی به عمد ایجاد شد، یقینا خیانتی غیرقابل بخشش و جبران است؛ مگر با ظهور فرزند عزیزش حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی فرجه و مگر در قیامت عزیز.
غفلت از غدیر خم و ولایت علی علیه‌السلام بود که باعث ایجاد وقایع شوم و عجیب بعد از رحلت پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله شد. این غفلت نابخشودنی بود که فاجعه‌ی کربلای حسین علیه‌السلام را رقم زد. به نظر می‌رسد غفلت از غدیر خم، غفلت از ولایت امام علی علیه‌السلام قابل بخشش و جبران نیست. مراقب باشیم غافل‌مان نکنند!
...
والسلام
  • ناصر دوستعلی

درباره‌ی حواشی خندوانه

سه شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۳۸ ق.ظ

سلام

خواندم که طرف در فلان‌صفحه‌اش نوشته به آقای «الف» رای ندهیم چون در فیلم «ب» بازی کرده است و غیره. واقعا این جمله خنده‌دار و گریه‌آور نیست؟ چقدر آدم باید کوچک باشد و کوچک فکر کند تا این حرف بشود خروجی ذهنش؟!

کسی که این حرف را می‌زند فکر نمی‌کند که طرف مقابلش می‌تواند بگوید: مگر آقای «ج» که در فیلم بدون مجوز و زیرزمینی و سیاه و سیاه‌نمای «د» بازی کرد، اتفاقی افتاد؟ اصلا کسی احیانا گفت که بالای چشمش ابروست؟ حتی مگر بعدا همان آقای «ج» در فیلم دفاع مقدسی «هـ» بازی کرد و کلی هم مورد توجه قرار نگرفت؟

به احتمال قوی به نظر این آقا و دیگرانی که اینگونه فکر می‌کنند لابد باید آقای «و» را قصاص کرد چون در فیلم «ز» نقش شمر را بازی کرده است. تازه شمر و کارش کجا و این بازیگر و کارش کجا؟

آقایان محترم احتمالی! بیایید و از این سیاسی‌بازی و سیاست‌زدگی و بازی‌های سیاسی دست بردارید! باور کنید مردمی داریم که محتاج نان شب‌شان هستند و این حرف‌ها و امثال آن به هیچ دردشان نمی‌خورد. باور کنید بیمارها و بیماردارانی داریم که به خاطر نداشتن مخارج درمان، چشم‌انتظار مرگند و این حرف‌ها برایشان دارو و درمان نمی‌شود. و... و... و...

ملت ایران باید عوض راه‌انداختن کمپین نخریدن ماشین صفر داخلی، کمپین تحریم و کنارگذاشتن آن‌هایی را راه بیندازند که در این شرایط سخت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی زمان و زمانه و کشورمان، عوض خدمت و تلاش برای رفع مشکلات از آب گل‌آلود، ماهی خودشان را می‌گیرند؛ تازه اگر خودشان به گل‌آلودی آب دامن نزنند. آن‌وقت یقینا کشور آباد می‌شود و گل و بلبل. باور کنید که ایجاد اینچنین کمپینی اصلا بعید نیست.

والسلام

 

پ.ن: توصیه و پیش‌بینی تکان‌دهنده‌ی حضرت امام خمینی (ره):

باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم زاغه‌نشین که شماها را روی مسند نشانده‌اند ملاحظه‌ی آن‌ها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» - خدای نخواسته - باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه [این‌] است که فاتحه‌ی همه‌ی ما را می‌خوانند! 

 

صحیفه‌ی امام خمینی (ره)، جلد ۱۴، صفحه‌ی ۳۸۰

 


دریافت

  • ناصر دوستعلی

ابزار هدایت به بالای صفحه

پشتیبانی