کیمیا

امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت؟ «حافظ»
محصولات کیمیا
به «کیمیا» چه امتیازی می‌دهید؟
طبقه‌بندی موضوعی (کلیک کنید!)
حمايت مي‌کنيم

سلام

علاقه‌ام به شنیدن قرائت قرآن، خاصه صدا و نحوه‌ی ویژه‌ی اجرای مرحوم استاد ابوالعینین شعیشع باعث شد مدت‌ها از طریق دوستانم که در حوزه‌ی قرآن فعالیت داشتند و دارند دنبال قرائت‌های ایشان بگردم اما جز چند قرائت مشهور از ایشان چیز دیگری نصیبم نشد. بنابراین دست به کار شدم و در نت دنبال قرائت‌های این قاری بزرگ و شهیر جهان اسلام گشتم.

از آنجا که گفته‌اند جوینده یابنده است بعد از مدت زیادی تلاش و صرف وقت بسیار توانستم بسیاری از قرائت‌های ایشان را جمع‌آوری کنم، که اگر بگویم تمام قرائت‌های ایشان باشد گزافه نگفته‌ام. ابتدا با دوستان برای نشر این قرائات در مجامع قرآنی صحبت کردم اما از این صحبت‌ها هم راه به جایی نبردم و این به اصطلاح «فول‌آلبوم استاد مرحوم شعیشع» داشت در بین اطلاعات سیستمم، بلااستفاده‌ی علاقه‌مندان به قرآن و قرائت قرآن و این قاری بزرگ می‌ماند. ماه مبارک رمضان ۱۳۹۵ بهانه‌ای شد برای اینکه دستی روی این فایل‌ها بکشم و در سایت کیمیا به علاقه‌مندان تقدیمش کنم.

آنچه دانلود خواهید فرمود بالغ بر ۲۲۰ جلسه در قالب بیش از ۸۷ ساعت صوت از جلسات قرائت مجلسی و استودیی مرحوم شعیشع است که در کشورهای مختلف مثل ایران، سوریه، کویت، عراق و… اجرا گردیده است. وجود قرائت‌هایی در مکان‌ها و زمان‌ها و سال‌های مختلف که به صورت کاملا یکسان اجرا شده است از تسلط بی‌نظیر این استاد بزرگ در امر قرائت و تسلط عجیبش بر صدای خود است که اهالی فن بیشتر با آن آشنا هستند. در هر حال امیدوارم علاقه‌مندان قرائت قرآن از این قرائت‌ها استفاده‌ی کامل ببرند و حقیر را از دعای خیر فراموش نفرمایند.

التماس دعا

یاعلی

* برای دانلود این محصول به این آدرس مراجعه بفرمایید.

  • ناصر دوستعلی

درباره‌ی حادثه‌ی ساختمان پلاسکو تهران

جمعه, ۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۰۴ ب.ظ

۱. دم آتش‌نشانان گرم که معمولا فقط در این‌گونه مواقع است که قدر و جایگاه‌شان شناخته می‌شود. نبودشان مصیبت است و بودشان به چشم نمی‌آید. برای کسانی که از این حادثه جان سالم به در بردند آرزوی طول عمر با عزت و برکت و برای مصدومان آرزوی سلامتی دارم. گفته‌اند انسان به امید زنده و ناامیدی ممنوع است، پس امیدوارم و دعاگو که زیر آوارمانده‌ها سالم به آغوش خانواده و جامعه‌ی خود باز گردند.

۲. پایتخت‌نشینان دیگر شورش را با این سلفی‌گرفتن در آوردند؛ کسانی که راه را بر ماموران و ماشین‌های اورژانس و آتش‌نشانی بستند و باعث شدند تاخیر در رسیدن به مکان حادثه و مجروحان، فاجعه را عمیق‌تر کند.

این عده خیلی‌خیلی جدی باید از درگاه خداوند طلب مغفرت کنند و از بازماندگان طلب حلالیت وگرنه جبران این کوتاهی به قبر و قیامت می‌افتد که جبران در آنجا بسیار مشکل خواهد بود.

۳. واقعا کسانی که از آب گل‌آلود حوادث و خاصه این حادثه ماهی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را می‌گیرند دیگر که هستند؟!!! در شرایطی که هیچ‌چیز جز مدیریت این بحران و نجات جان مصدومان دارای اهمیت اولیه نیست، این‌گونه آدم‌ها که از آقای الف استعفاء می‌خواهند یا به هر طریق دیگری مشغول ماهی‌گیری هستند منتهای بی‌انصافی خود را نشان می‌دهند.

واقعا اگر الان به‌جای آقای الف آقای ب شهردار بود، این آتش‌سوزی و ویران‌شدن ساختمان اتفاق نمی‌افتاد؟ یعنی اگر شهردار آقای ج بود می‌آمد و با دستش جلوی ریختن ساختمان را می‌گرفت؟ چیزی شبیه به مردان شگفت‌انگیز؟!

بله! حتما نمی‌توان منکر وجود مشکلات و کوتاهی و نقص‌ها شد اما کیست که نداند وقوع چنین حادثه‌ای مربوط به عوامل گوناگون است و جمع عوامل است که حادثه را می‌آفریند و نمی‌توان تقصیر را گردن یک‌نفر یا یک عده‌ی خاص انداخت؟

یا این عده لااقل می‌توانند منصفانه‌تر عمل کنند و از آقای مسئولی که در جریان حادثه‌ی قطار گفت: «جای نگرانی نیست، همه‌ی حادثه‌دیده‌ها بیمه بودند» هم استعفا بخواهند؛ در آن حادثه که حدود ۴۰ نفر جان خود را از دست دادند. یا حتی از رییس جمهور و اعضاء دولت که مثلا بودجه‌ی شهرداری را تمام و کمال پرداخت نکردند؛ یا هر چیز دیگری. پس انصاف هم چیز خوبی است.

۴. خیلی‌خیلی خوب بود اگر برای این بحران و امثال آن از طرف مسئولین یک سخن‌گو معرفی می‌شد تا اطلاعات لازم را به مردم و رسانه‌ها می‌رساند. این وضع که صدا و سیما با الف، ب، ج و د مصاحبه می‌کند اصلا به لحاظ مدیریتی جالب نیست. به هر حال در انجام مصاحبه‌های مختلف با افراد گوناگون، لاجرم ممکن است گفته‌ها متفاوت شود و این تفاوت در این شرایط مناسب نیست.

  • ناصر دوستعلی

انصاف

سه شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۲۶ ب.ظ

از کسانی که‌ از روی عمد نان را به نرخ روز می‌خورند که بگذریم کسانی را مشاهده کرده‌ام که از زمانی که به یاد دارم دشمن آقای هاشمی بودند و هر چه فحش بلد بودند نثار آن مرحوم و خانواده‌اش می‌کردند. ایضا تا می‌توانستند تهمت و افتراء و... که‌ این آقا و خانواده‌اش اموال این مردم را بردند و خوردند و چه کردند و چه کردند و چه کردند.

اما در سال ۱۳۸۸ -البته هنوز انتخابات نشده- شدند طرفدار پر و پا قرص آقای هاشمی. حالا دیگر نه از فحش و ناسزا خبری بود و نه از اینکه او و خانواده‌اش چه‌ها کردند. بلکه درست در نقطه‌ی مقابل ایستاده بودند و چنان طرفداری از او می‌کردند که بیا و ببین.

طرف در طول عمرش یک‌بار هم در انتخابات شرکت نکرده بود، اصلا نظام را قبول نداشت اما در سال ۱۳۸۸ می‌خواست در انتخابات شرکت کند که هیچ، قصد داشت به آقای بوق رای بدهند چون، هاشمی گفته بود. چون نظر هاشمی روی او بود. چون هاشمی... چون هاشمی...

از آن سال به این طرف هم در همان عقیده‌ی خود تا ارتحال آقای هاشمی ماند و آقای هاشمی شد اسطوره‌اش.

آخر پدر من، برادر من، خواهر من، بزرگوار! اعتدالت کجا رفت پس؟ چگونه می‌شود یک عمر در نقطه‌ی صفر باشی و ناگهان یک عمر در نقطه‌ی ۱۰۰؟ یعنی یک نفر پر بود از خلاف و دزدی و ناگهان پر شد از خوبی و خیر؟ یعنی تا قبل سال ۱۳۸۸ هیچ خوبی در کارنامه‌ی او نبود؟ و از سال ۱۳۸۸ به بعد هیچ بدی؟

بعضی از فوت ایشان خوشحال و برخی آنقدر ناراحت شدند که‌ بچه‌های آن مرحوم هم این مقدار بی‌تابی نداشتند، چه اینکه آن یکی در مراسم پدرش علامت پیروزی و دیگری بالای سر جنازه‌ی پدرش زاویه‌ای مناسب عکاسی نشان می‌داد.

بیایید مردم افتادن از دو طرف بام نباشیم. بیایید کمی تمرین انصاف کنیم وگرنه دیر می‌شود و بی‌انصافی که شد عادتمان، ترک آن می‌شود از سخت‌ترین کارهای دنیا و چیزی شبیه معجزه. همانطور که حضرت امام رضا علیه‌السلام فرمودند: ترک العادة کالمعجز.

  • ناصر دوستعلی

ابزار هدایت به بالای صفحه

پشتیبانی