ای کاش... :: کیمیا

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

کیمیا؛ دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کم علم

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

تاریخ امروز
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. امیدوارم روز به روز بیشتر شود به همراه برکت.
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از منوی بالای صفحه استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۶۶۰ در ۳۳۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

حمایت می‌کنیم
دنبال چی می‌گردید؟
پیگیر کیمیا باشید
بخش‌های ویژه
نیت کنید و هم بزنید
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
  • ۱۷ شهریور ۰۳، ۱۷:۴۶ - آلاء ..
    🙏
کپی‌رایت

ای کاش...

شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۸۵، ۱۲:۴۰ ق.ظ
رابطه ها به دیدار ها محدود می شن دیدارها به نگاه ها اکتفا می کنند و نگاه ها به صداها.وقتی بین تو و اون فرسنگ ها فاصله ست وقتی قراره منظور نظرها رو کلمات و صداها برسونن اونوقته که باید رو تک تک کلماتت و حتی آوا ها دقت کنی تا مبادا........ای کاش ضرورت و حساسیت این مبادا درک میشد!!کلمات حقیقت نیستند،نشونیه یک حقیقتند،حقیقت وجود یک وجود.وجود تو.همه مخلوقات یه جوری با ادم حرف میزنند.حتی خدا هم با ما حرف میزنه.تو آواز پرنده ها تو رقص گندم ها با نوازش نسیم یا حتی یه قطعه موسیقی یا یک شعر ناب.گاهیم میشه یه خوشه انگور که تب می کنه و میرسه.میبینی اون وجود عزیز چقدر قشنگ حرف میزنه.اما من و تو گاهی.....یاد بگیریم قشنگ و پشت پرده حجب حرف زدن رو.بدونیم حیفه زبونی که به اسم مقدس اون وجود بی همتا و برترین مخلوقاتش متبرک شده بهمین راحتی آلوده بشه.بعضی اوقات خودآگاه و نا خودآگاه تبر رو بر میداریم و اونچنان محکم به ریشه رابطه ضربه می زنیم که دیگه زخمش علاج بردار نیست و هیچ وقت مثل اولش نمیشه و جون نمیگیره.تو رو خدا بیاین یه خورده بیشتر رو حرفامون حساسیت و دقت به خرج بدیم!!!
  • ناصر دوستعلی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هدایت به بالای صفحه