جمعه ها با حافظ (۱۴۷) :: کیمیا

CSS Menu Expand Css3Menu.com

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم


کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

تاریخ امروز
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. اگر فقط برای خواندن چرندیات بنده اینجا آمده‌اید، یا دست‌نوشته‌ها را از منوی وبلاگ ببینید یا به این آدرس سر بزنید: ndoustali.blog.ir
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از منوی آبشاری و مخصوصا کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از زیرمنوی به بهانه‌ی شعر استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

لوگوها
دنبال چی می‌گردید؟
پیگیر کیمیا باشید
بخش‌های ویژه
می‌خواهم کمک کنم
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
امکانات
مجوز کرییتیو کامنز
محتوای کیمیا توسط ناصر دوستعلی تحت مجوز Creative Commons ارجاع-غیرتجاری-انتشار یکسان 4.0 بین‌المللی قرار دارد.


جمعه ها با حافظ (۱۴۷) جمعه ها با حافظ (۱۴۷)

جمعه, ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ۱۱:۴۱ ق.ظ

السلام علیک یا مولای یا صاحب العصر و الزمان عجل‌الله فرجک

سلام

بعد از مدتی دوباره این هفته قسمت شد سری به دیوان حافظ بزنیم؛ بسم‌الله...

 



بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم    

هم‌چنان چشم گشاد از کرمش می‌دارم

 

به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام      

خون دل، عکس برون می‌دهد از رخسارم

 

پرده‌ی مطربم از دست برون خواهد برد

آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم

 

پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب

تا در این پرده جز اندیشه‌ی او نگذارم

 

منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن

از نی کلک همه قند و شکر می‌بارم

 

دیده‌ی بخت به افسانه‌ی او شد در خواب

کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم؟

 

چون تو را در گذر ای یار نمی‌یارم دید

با که گویم که بگوید سخنی با یارم؟

 

دوش می‌گفت که حافظ همه روی است و ریا   

به جز از خاک درش با که بود بازارم؟

 

 

یاعلی مدد

 

 

* این غزل را با صدای استاد موسوی گرمارودی می‌شنوید که از تولیدات سایت نیستان جم است و بنده از سایت مستانه آن را دانلود کردم. شما نیز می‌توانید با کلیک بر روی دریافت آن را دانلود کنید.

نظرات  (۲)

 , i would like to express  my self for this great articlet

  • اشکان ارشادی
  • سلام 

    بسیار عالی ، روحمان جلا یافت. چه خوب که تفأل به حافظ زدید. 

    پاسخ:
    سلام

    سلامت باشید

    از سال ۸۴ این کار رو می‌کنم
    جمعه‌ی هر هفته که توفیقش شده

    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی


    هدایت به بالای صفحه