CSS Menu Expand Css3Menu.com

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم




کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

منوها بازشونده هستند، کلیک کنید!
کیمیا

سلام
۱. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از منوی آبشاری و مخصوصا کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید.
۲. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احنمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را -بدون در نظر گرفتن شعر و شاعرش- در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. در صورتی شعری را ثبت نمی‌کنم که واقعا نازل بوده و ابتدائیات یک شعر را نداشته باشد. هم‌چنین سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۳. اگر احیانا علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
۴. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای‌دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.
فعلا همین
یاعلی

بخش‌های ویژه
می‌خواهم کمک کنم
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
ترجمه‌ی کیمیا به دیگر زبان‌ها
لوگوها
امکانات
filesell

شمع‌ هر جا که‌ انجمن‌ دارد

پنجشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۱، ۰۵:۲۳ ق.ظ

شمع‌ هر جا که‌ انجمن‌ دارد

 پر پروانه‌ سوختن‌ دارد

به خدا نیست‌ خارجی‌ پدرم‌

 دین‌ به‌ قلب‌ پدر وطن‌ دارد

 گر چه‌ در کربلاست‌ پیکر او

 دست‌ اغیار پیرهن‌ دارد

 چوب‌ تأدیب‌ خوب‌ می‌داند

 که‌ چه‌ بوسیدنی‌ دهن‌ دارد

 معجری‌ هست‌ بر سرم‌ امروز

 پدر من‌ اگر کفن‌ دارد

 نیمه‌ باز است‌ کام‌ خونی‌ او

به‌ گمانم‌ پدر سخن‌ دارد

 گر بیایی‌ ز جان‌ بپردازم‌

دیدنت‌ هر قدر ثمن‌ دارد

 «لن‌ ترانی‌» مگو که‌ از هوسم‌

«اَرِنی‌» می‌رسد ز هر نفسم‌

 

 غیر احیاء نمی‌کنم‌ امشب‌ 

جز «خدایا» نمی‌کنم‌ امشب‌

 من که‌ دل‌ کنده‌ام‌ ز عقبی‌ دوش‌

 میل‌ دنیا نمی‌کنم‌ امشب‌

 قرب‌ دختر به‌ بوسه‌ پدر است

جز تمنا نمی‌کنم‌ امشب‌

 من‌ زبونی‌ نمی‌کشم‌ از چرخ‌

من‌ مدارا نمی‌کنم‌ امشب‌

 باید امشب‌ کنار من‌ باشی‌

 بی‌ تو «فردا» نمی‌کنم‌ امشب‌

 چند بوسه‌ به‌ من‌ بدهکاری‌

صبر از آن ها نمی‌کنم‌ امشب‌

 نوبتی‌ هم‌ بود زمان‌ من‌ است‌

پس‌ تماشا نمی‌کنم‌ امشب‌

 ناز طفل‌ مریض‌ بیشتر است‌

 بی‌ تو «لا لا» نمی‌کنم‌ امشب‌

 خواب‌، بی‌ بوسهٔ‌ پدر تا کی‌؟

 دور از خانه‌، در به در تا کی‌؟  

 

 اللّه‌ اللّه‌ عجب‌ سحر دارم‌

 سحری‌ در برِ پدر دارم‌

 آن چه‌ دیشب‌ به‌ طشت‌ زر دیدم‌

 حالیا در طبق‌ به‌ بر دارم‌

 دست‌ افکنده‌ام‌ به‌ گردن‌ او

 عمه‌ جان‌ عمه‌ جان!‌ پدر دارم‌

 لیک‌ چشمی‌ نمانده‌ بنگرمش

لیک‌ دستی‌ نمانده‌ بر دارم‌

 آمده‌ همرهش‌ مرا ببرد

 به خدایش‌ قسم‌ خبر دارم‌

 تو مپندار ای‌ پدر که‌ کنون

سُرمه‌ بر دیدگان‌تر دارم‌

 لخته ی خون‌ گرفته‌ چشم‌ مرا

لخته‌ خونی‌ که‌ از سفر دارم‌

 گره‌ موی‌ من‌ چو ابروی ‌توست

تو ز سنگ‌ و من‌ از شرر دارم‌

 تا نریزم‌ به‌ سیلی‌ از لب‌ خون

‌لب‌ نمی‌گیرم‌ از لب‌ تو کنون‌

 

محمد سهرابی

 

  • چاپ این صفحه
  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۱/۰۹/۳۰
  • ناصر دوستعلی

غزل‌مصیبت

حضرت رقیه سلام الله علیها

ترکیب بند

محمد سهرابی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
مهم! با توجه به اینکه امکان پاسخ به نظرات خصوصی وجود ندارد لذا در صورت تمایل برای دریافت پاسخ، نظر خود را به صورت خصوصی ارسال نفرمایید. با تشکر!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


هدایت به بالای صفحه