هر زمانى به میان حرف قمر مى‌آید؛ حضرت ام‌البنین (س)؛ علی صالحی :: کیمیا

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم


کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

تاریخ امروز
طبقه بندی موضوعی (کلیک کنید!)
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. امیدوارم روز به روز بیشتر شود به همراه برکت.
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از منوی بالای صفحه استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

حمایت می‌کنیم
دنبال چی می‌گردید؟
پیگیر کیمیا باشید
بخش‌های ویژه
نیت کنید و هم بزنید
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
کپی‌رایت


 علی صالحی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

هر زمانى به میان حرف قمر مى‌آید

پرتو مهر تو اول به نظر مى‌آید

 

پرورش‌دادن مردى به بلنداى ادب

فقط از عهده‌ی دامان تو بر مى‌آید

 

با وجود پسرانى که همه آقایند

به تو این امّ‌بنینى چه قدر مى‌آید

 

اجر یک عمر کنیز حسنین‌بودن توست

فاطمه بر سر عباس اگر مى‌آید

 

هر کجا صحبت آب است دلت مى‌سوزد

جاى اشک از نگهت خون جگر مى‌آید

 

اى میان‌دار بقیع! آه بکش داد بزن

از صداى تو صداى همه در مى‌آید

 

لحظه‌ی آمدن قافله دیدى که فقط

از پسرهاى تو یک قطعه سپر مى‌آید

 

این همه مدّت از آن روز گذشتهَ‌ست و هنوز

دست تو پیش سکینه به کمر مى‌آید

 

بس کن این قدر خجالت نکش از روى رباب

این چنین مى‌کنى عباس مگر مى‌آید

 

آخ... شرمنده اگر حرف ابالفضلت شد

جز حسین از تو مگر حرف دگر مى‌آید

 

هر چه آن روز بشیر از پسرانت مى‌گفت

باز گفتى ز حسینم چه خبر؟ مى‌آید؟

 

علی صالحی

 

 

* منبع: صفحه‌ی اینستاگرام شاعر

نظرات  (۱)

  • دختـرِ بی بی
  • کلی احساساتی شدم
    خیلی لذت بردم
    پاسخ:
    نوش جان‌تون

    ما رو هم دعا کنید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی

    هدایت به بالای صفحه