میان زهد (ساده‌زیستى) و پیش‌رفت چه ارتباطى است؟ :: کیمیا

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم


کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

تاریخ امروز
طبقه بندی موضوعی (کلیک کنید!)
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. امیدوارم روز به روز بیشتر شود به همراه برکت.
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از منوی بالای صفحه استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

حمایت می‌کنیم
دنبال چی می‌گردید؟
پیگیر کیمیا باشید
بخش‌های ویژه
نیت کنید و هم بزنید
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
کپی‌رایت


میان زهد (ساده‌زیستى) و پیش‌رفت چه ارتباطى است؟

پاسخ اجمالی

زهد و ساده‌زیستى از جمله کمالات اخلاقى است و در متون دینى ما در باب دل نبستن به تمنّیات و آرزوهای دنیوى تأکیدات فراوانى شده است. اما افراط و تفریط در تفسیر زهد در طول تاریخ و نادیده‌گرفتن سنت و سیره‌ی حضرات معصومین (ع) چهره‌ی زیباى زهد و ساده‌زیستى را مشوّش ساخته است. به فرموده‌ی امام موسى بن جعفر (ع): «از ما نیست آن‌کس که دنیاى خود را براى دینش یا دین خود را براى دنیاى خویش ترک گوید».

کدام مکتب و آیین، مانند اسلام توصیه و تشویق نسبت به فراگیرى علم و کسب معرفت و جوشش و بالندگى و تلاش عقلانى دارد؟ و لذا از لحاظ تاریخى و با استناد به روایات دینى اسلام همواره به نو شدن، تمایل نشان داده است، اما این نو شدن لزوماً به معناى مدرنیسم و نوشدگى غربى نیست. مُدرنیته؛ یعنى نو شدن و نوشدگى و در برابر هرگونه تعلق به گذشته و سنت قرار می‌گیرد.

نکته‌ی حائز اهمیت این است که ترقى و پیش‌رفتى مورد نظر اسلام است که انسان را اسیر تمایلات نفسانى و تعلقات دنیوى نسازد، بلکه او را از هوا و هوس برهاند.

 

پاسخ تفصیلی

یکى از کمالات اخلاقى انسان زهد و ساده‌زیستى است و در متون دینى ما در باب مخالفت با تجمّلات دنیوى و دنیاگرایى تأکیدات فراوانى شده است. در قرآن کریم خداى بزرگ به پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «به شکوفه‌هایى که در دست دیگران است و ما به آنان داده‌ایم چشم مدوز؛ زیرا ما می‌خواهیم آنان را با آن شکوفه‌ها بیازماییم ولى رزق پروردگار تو بهتر و ماندنی‌تر است».(۱)

شکوفه‌هاى دنیا براى کسى میوه نخواهد داد. عالم طبیعت چنان سرد است که تا این شکوفه‌ها بخواهد به بار نشیند و به ثمر تبدیل شود، سرماى زودرس طبیعت از راه می‌رسد و شکوفه‌ها می‌ریزد.(۲)

اما دیدگاه‌هاى مختلف در باب زهد و پارسایى در طول تاریخ موجب بروز تفاسیر گوناگون در عرصه‌ی فرایندهاى اجتماعى گشته است و متأسفانه برداشت‌هاى ناروا از منابع دینى و یا نادیده‌گرفتن سنت و سیره‌ی حضرات معصومین (ع) نحله‌هاى گوناگونى را پرورانده که جمعى در مسیر افراط و گروهى در وادى تفریط، چهره‌ی زیباى زهد و ساده‌زیستى را مشوّش ساخته‌اند. به گونه‌اى که گاهى با شنیدن واژه‌ی زهد انزوا، تنهایى، دورى از مردم و تمدن و پیش‌رفت و ترقى، و دعا و عبادت در گوشه‌اى آرام و فارغ از مشغله‌هاى زندگى در ذهن انسان تداعى می‌گردد، در حالی‌که این معنا واژگونه ساختن حقیقتى ارزشى و آلوده ساختن مفهومى ملکوتى است.

امام صادق (ع) می‌فرماید: «زهد نه آن است که مال دنیا را تباه کنى و نه آن‌که حلال آن را بر خود حرام گردانى، بلکه زهد آن است که اعتمادت به آن‌چه نزد حق است، بیش از آن باشد که در نزد خودت یافت می‌شود».(۳)

به فرموده‌ی امام على (ع): «زهد در یک آیه از قرآن بیان شده است؛ آن‌جا که می‌فرماید: تا آن‌که به جهت از دست دادن چیزى متأسّف و متأثّر نشوید و بر آن‌چه به دستتان رسیده فرحناک نباشید».(۵)

لذا پارسایى و زهد دل‌بستن به امر باقى و نومید گشتن نسبت به امور فانى است. جدایى از تعلقّات دنیوى و قرب به ملکوت است. سبک‌بال گشتن براى پرواز در آسمان فضایل و ملکات انسانى است.

حال آیا رشد و کمال و تعلیم و تربیت و سعادت‌مندى مانع پارسایى است یا یاور آن؟

کدام مکتب و آیین، مانند اسلام توصیه و تشویق نسبت به فراگیرى علم و کسب معرفت و جوشش و بالندگى و تلاش عقلانى دارد؟

مگر نه این است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «علم را طلب نمایید، هرچند ‌که در چین باشد».(۵) و فراگیرى آن را بر همگان ضرورى دانستند.(۶)

در روایتى [امام] على (ع) تمام مواضع دنیا را جهل می‌نامد، مگر جایگاه علم را که روشنى و فروغ است،(۷) و این به صراحت قدر و شایستگى علم و حقارت دنیا و دلبستگى به آن را بیان می‌سازد.

اما در باب نسبت بین دین اسلام و پیش‌رفت باید گفت: از لحاظ تاریخى اسلام همواره به نو شدن تمایل نشان داده است، اما این نو شدن لزوماً به معناى مدرنیسم و نوشدگى غربى نیست. واژه‌ی مدرنیته از واژه‌ی لاتین (Modernus) به معناى نو و تازه گرفته شده است. مدرنیته، یعنى نو شدن و نوشدگى و در برابر هرگونه تعلّق به گذشته و سنت قرار می‌گیرد، هر چند وجوه اشتراکى نیز با آن دارد. براى نمونه می‌توان به علم‌گرایى جهان اسلام که یکى از الگوهاى نوشدن غربى بود اشاره کرد. توجه به حقوق بشر، عقل‌گرایى، مدارا با مخالفان و غیر هم‌کیش که همگى از مظاهر نو شدن غربى به شمار آمده‌اند، ریشه در تمدن اسلامى داشته و برگرفته از آن هستند. بحث آزاد در حوزه‌ی معارف دینى و گریز از جزمیّت نیز از دیگر آموخته‌هاى تجدّد غربى از جهان اسلام است.(۸)

اما نکته‌ی حائز اهمیت این است که ترقّى، پیش‌رفت و نو شدنى مورد نظر اسلام است که انسان را اسیر تمایلات نفسانى و تعلقات دنیوى نسازد، بلکه او را از هوا و هوس برهاند. به فرموده‌ی امام علی (ع): هر آن علمى که مورد تأیید و امضای عقل نباشد گمراهى و ضلالت است.(۹) وقتى تساوى دو روز انسان از منظر اسلام غبن و خسران محسوب گردد، این بهترین معناى رشد و بالندگى است.

در همین راستا در روایات وارده از پیشوایان دین می‌خوانیم:

امام على (ع): «سزاوار است انسان عاقل رأى خردمندان را به رأى خود بیفزاید و دانش علما را بر دانش خویش اضافه نماید».(۱۰)

امام على (ع): «تجارب آدمى پایان ندارد و معلومات انسان عاقل به وسیله‌ی تجربه همواره در افزایش و فزونى است».(۱۱)

امام صادق (ع): «کسى که از مقتضیات زمان خود آگاه است مورد هجوم اشتباهات واقع نمی‌شود».(۱۲)

امام موسى بن جعفر (ع): «از ما نیست آن کس که دنیاى خود را براى دینش یا دین خود را براى دنیاى خویش ترک گوید».(۱۳)

 

پی‌نوشت:

۱. طه، ۱۳۱.

۲. جوادى آملى، عبدالله، تفسیر موضوعى قرآن کریم، مراحل اخلاق در قرآن، ص ۱۷۲، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ سوم، ۱۳۷۹ ش.

۳. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۶۷، ص ۳۱۰، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.

۴. همان.

۵. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج ۲۷، ص ۲۷، ح ۳۳۱۱۹، قم، مؤسسة آل البیت، ۱۴۰۹ ق.

۶. همان.

۷. بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۲۱.

۸. بازتاب اندیشه، مرکز پژوهش‌هاى اسلامى صدا و سیما، شماره‌ی ۲۰، ص ۲۱.

۹. تمیمی آمدى، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، محقق، مصحح، رجائی، سیدمهدی، ص ۵۰۸، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق.

۱۰. غرر الحکم و درر الکلم، ص ۳۸۴.

۱۱. همان، ص ۴۲.

۱۲. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ص ۳۵۶، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.

۱۳. بحارالأنوار، ج ۱، ص ۱۷۱.

* منبع: سایت اسلام‌کوئست

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هدایت به بالای صفحه