CSS Menu Expand Css3Menu.com

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم




کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

منوها بازشونده هستند، کلیک کنید!
کیمیا

سلام
اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از منوی آبشاری هم غافل نشوید.
اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای‌دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.
فعلا همین
یاعلی

بخش‌های ویژه
می‌خواهم کمک کنم
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
طبقه بندی موضوعی
ترجمه‌ی کیمیا به دیگر زبان‌ها
لوگوها
امکانات
filesell

پرسش و پاسخ: چرا اعتقاد به جبر باطل است؟ پرسش و پاسخ: چرا اعتقاد به جبر باطل است؟

يكشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۷، ۰۵:۲۹ ب.ظ

پرسش

عده‌ی قابل توجهی در زندگی معتقد به جبر هستند، ضمن تبیین دلایل مردودیت جبر، بفرمایید آیا آن‌ها قابل قبول و موجّه هستند یا خیر؟

 

پاسخ اجمالی

جبر، یعنی این که انسان در افعال و کارهای خود مجبور باشد و از خود اختیاری نداشته باشد. متکلمان اشعری درباره‌ی افعال انسان، این‌گونه معتقدند که انسان در کارهای خود مجبور است و هیچ اراده و اختیاری از خود ندارد. آن‌ها تمام اعمال و کردار انسان را به خدا نسبت می‌دهند. بنابراین طبق نظر آن‌ها انسان مثل جمادات است و مانند سنگی است که از بالا به طرف پایین پرت می‌شود و این مسیر را بدون اختیار خود و جبراً طی می‌کند.

این عقیده از آن‌جا ناشی شد که بعضی از شبهات در مسئله را نتوانستند حل کنند، بنابراین سر از جبر درآوردند.

ما معتقدیم که این عقیده باطل است. چرا که اعتقاد این چنینی: ۱. با عدالت الهی سازگار نیست، ۲. با اهداف انبیا منافات دارد، ۳. با صریح برخی از آیات قرآن در تعارض است، ۴. آثار و عواقب اجتماعی خطرناکی دارد.

عقیده‌ی شیعه درباره‌ی افعال آدمی آن است که هر کاری که از انسان صادر می‌شود، هم فعل انسان است چون از روی اختیار او صورت گرفته، و هم فعل خداوند است چون اصل وجود و تمام قابلیت‌های وجودی انسان را خداوند به او داده است، و به عبارت دیگر فاعلیت خداوند سببی، و فاعلیت انسان مباشری است. این نظریه در اصطلاح، نظریه‌ی «امر بین الامرین» است.

 

پاسخ تفصیلی

واژه‌ی «جبر» هنگامی که در اصول عقاید مطرح می‌شود بدین معناست که انسان در کارهایی که انجام می‌دهد، فاقد اراده و اختیار است، نه می‌تواند خوب را انتخاب کند و نه بد را، بلکه هر چه را انجام می‌دهد، به اراده و اختیار خداست.

بنابراین «جبریون» معتقدند که انسان در کارهای خود مجبور است و هیچ اختیاری از خود ندارد. «اختیار» در مقابل جبر است؛ یعنی افعال و رفتار آدمیان از روی اختیار و اراده‌ی وی انجام می‌شود.

این‌گونه مباحث در میان مسلمین از نیمه‌ی اول قرن دوم و حداکثر از نیمه‌ی دوم آن قرن مطرح شده است. بدون شک علت اصلی پیدایش این افکار و عقاید در میان مسلمانان و علت ورود آنان در این‌گونه مباحث، آیات قرآن و کلمات پیامبر صلی‌الله علیه و آله است.

مسأله‌ی سرنوشت و هم‌چنین آزادی و اختیار انسان از مسایلی است که مورد علاقه‌ی هر انسانی است و چون این مسأله در قرآن مطرح شد آیاتی در کمال صراحت، سرنوشت را تأیید می‌کند و آیاتی دیگر به همین صراحت، بشر را مختار و آزاد معرفی می‌کند. این سبب شد تا مسلمانان به فکر و اندیشه در این مسایل بیفتند.

فرقه‌ی اشاعره از متکلمان مسلمان قائل به مسأله‌ی جبر هستند. برخی از دلایل آن‌ها از این قرار است:

۱. مهم‌ترین دلیل آن‌ها و یا به تعبیری مهم‌ترین شبهه‌ای که باعث شد تا آنان به جبر اعتقاد پیدا کنند، مسأله‌ی علم الهی است. و آن این است که خداوند از ازل، از آن‌چه واقع می‌شود و آن‌چه واقع نمی‌شود آگاه است و هیچ حادثه‌ای نیست که از علم ازلی الهی پنهان باشد.

از طرفی علم الهی نه تغییرپذیر است و نه خلاف‌پذیر، یعنی نه ممکن است عوض شود و صورت دیگر پیدا کند، زیرا تغییر با تمامیت و کمال ذات واجب منافات دارد و نه ممکن است آن‌چه او از ازل می‌داند، با آن‌چه واقع می‌شود، مخالف و مغایر باشد؛ زیرا لازم می‌آید علم او علم نباشد، جهل باشد. این نیز با تمامیت و کمال وجود مطلق منافی است.

جواب این دلیل آن است که:

علم الهی بر هر حادثه‌ای آن‌چنان که واقع می‌شود، تعلق گرفته است، و افعال اختیاری انسان هم به وصف اختیاری‌بودن، برای خدای متعال معلوم است. پس اگر به وصف جبریت تحقق یابد بر خلاف علم الهی واقع می‌شود. مثلاً خدای متعال می‌داند که فلان شخص در فلان شرایطی تصمیم بر انجام کاری خواهد گرفت و آن را انجام خواهد داد، نه این که علم الهی فقط به وقوع فعل، صرف نظر از ارتباط آن با اراده و اختیار فاعل تعلق گرفته باشد. پس علم ازلی الهی نه تنها، منافاتی با اختیار و اراده‌ی آزاد انسان ندارد، بلکه آن را تأیید و اثبات نیز می‌کند، چون علم الهی به وقوع اختیاری افعال تعلق گرفته، اگر از روی اختیار صورت نگیرد علم خدا بر خلاف واقع در می‌آید و این محال است.

۲. دلیل دوم اشاعره در اعتقاد به جبر این است که اگر قایل شویم بشر صاحب اختیار است، قلمرو حکومت و قدرت خداوند را محدود ساخته‌ایم و این اعتقاد با توحید منافات دارد و نوعی شرک است؛ زیرا اختیار سبب می‌شود که انسان را به مقام استقلال در مشیت ارتقا دهیم و او را در محدوده‌ی افعال خود «فعال ما یشاء» بدانیم که مستلزم محدودساختن مشیت الهی است.

جواب دلیل دوم:

این شبهه از آن‌جا ناشی شده که آن‌ها تصور کرده‌اند، اختیار داشتن انسان مستلزم استقلال اوست، ولی این تصور به هیچ وجه صحیح نیست؛ زیرا وجود انسان و آن‌چه دارد که از جمله‌ی آن‌ها اختیار اوست، از ناحیه‌ی خداست و حدوثاً و بقاءً منوط به اراده‌ی خداست. به بیانی دیگر، انسان در عین داشتن اراده و اختیار و آزادی، در قبضه‌ی قدرت او (خدا) قرار دارد که هر زمان اراده کند، همه‌ی این‌ها را از انسان می‌گیرد. شرک هنگامی پیش می‌آید که ما دو مبدأ مستقل در عالم قایل شویم.

۳. از جمله دلایل اشاعره در اعتقاد به جبر عدم سازش بین قضا و قدر الهی و اختیار انسان است.

منظور از تقدیر الهی این است که خداوند برای هر پدیده‌ای اندازه و حدود کمی و کیفی و زمانی و مکانی خاصی قرار داده که تحت تأثیر علل و عوامل تدریجی تحقق می‌یابد و منظور از قضای الهی این است که پس از فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرایط یک پدیده آن را به مرحله‌ی نهایی و حتمی می‌رساند. بنابراین انسان هیچ تأثیر و نقشی در آن پدیده و فعل ندارد که از جمله‌ی آن، فعل خود آدمی است.

جواب:

استناد وجود افعال اختیاری انسان به خدا منافاتی با استناد آن‌ها به خود وی ندارد، زیرا این استنادها در طول یکدیگرند و تزاحمی با هم ندارند.

به بیانی دیگر، استناد فعل به فاعل انسانی در یک سطح است و استناد وجود آن به خدای متعال در سطح بالاتری است که در آن سطح، وجود خود انسان و وجود ماده‌ای که کارش را روی آن انجام می‌دهد و جود ابزارهایی که کار را به وسیله‌ی آن‌ها انجام می‌دهد، همگی مستند به اوست. پس تأثیر اراده‌ی انسان به عنوان «جزء اخیر از علت تامه» در کار خودش منافاتی با استناد وجود همه‌ی اجزای علت تامه به خدای متعال ندارد. این خداوند است که وجود جهان، انسان و همه شوؤن وجودی او را در ید قدرت خود دارد و همواره به آن‌ها وجود می‌بخشد و نو به نو آن‌ها را می‌آفریند و هیچ موجودی در هیچ حالی و در هیچ زمانی بی‌نیاز از او نیست.

بنابراین، کارهای اختیاری انسان هم بی‌نیاز از خدای متعال و خارج از قلمرو اراده‌ی او نخواهد بود و همه‌ی صفات و ویژگی‌ها و حدود و مشخصات آن‌ها نیز وابسته به تقدیر و قضای الهی است و چنان نیست که یا باید مستند به اراده انسان باشند و یا مستند به اراده‌ی خدا؛ زیرا این دو اراده در عرض یکدیگر و مانعةالجمع نیستند و تأثیر آن‌ها در تحقق کارها، علی البدل، انجام نمی‌گیرد، بلکه اراده‌ی انسان مانند اصل وجودش وابسته به اراده‌ی الهی است و اراده‌ی خدای متعال برای تحقق آن ضرورت دارد(۱). آیه‌ی 29 سوره‌ی تکویر «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمین»، (و شما اراده نمی‌کنید، مگر این که خداوند -پروردگار جهانیان- اراده کند و بخواهد) به همین معناست.

این اجمالی بود از دلایل جبریون همراه با رد شبهات آنان درباره‌ی افعال انسان. در این جا ضروری است بعضی از آثار سوء این تفکر را متذکر شویم:

تفکر جبر علاوه بر این که فاقد استدلال مقبول و معتبر است، با بسیاری از مبانی دینی ناسازگار است:

۱. با عدالت الهی؛ در حالی که خداوند در قرآن می‌فرماید:

خداوند گواهی می‌دهد که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر کدام به گونه‌ای بر این مطلب) گواهی می‌دهند، در حالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد... .(۲)

در رستاخیز، رفتار خداوند نسبت به بندگانش بر اساس دادگری استوار است و در حق هیچ‌کس کمترین بی‌عدالتی روا نخواهد داشت.(۳)

بنابراین، آیا این عادلانه است که انسانی را اجباراً به کاری وادارند و سپس او را به جرم تبهکاری به مجازات و کیفر برسانند؟

۲. با اهداف بعثت انبیاء؛ قرآن کریم یکی از اهداف اصلی بعثت انبیاء را تعلیم و تربیت انسان‌ها بیان می‌کند(۴). و این بدیهی است که اگر انسان‌ها در افعال خود مجبور باشند بعثت انبیاء لغو و بیهوده خواهد بود، چرا که بشارت و انذار آنان تأثیری در افعال و اعمال آدمی نخواهد داشت(۵).

ضمن این که اگر آزادی اراده‌ی انسان را منکر شویم، و هیچ نقش مثبتی برای اراده انسان قایل نباشیم، تفاوتی میان انسان و دیگر موجودات باقی نخواهد ماند.

علاوه بر این‌ها به گفته‌ی استاد مطهری، این عقیده آثار اجتماعی خطرناکی هم دارد. این عقیده سبب می‌شود، دست زورگویان و ستم‌گران در تجاوز و تعهدی بازتر و دست انتقام‌جویی مظلومان بسته‌تر شود. تاریخ نشان می‌دهد که این مسئله در زمان بنی‌امیه دستاویز محکمی بود برای سیاست‌مداران اموی، آن‌ها از این عقیده طرفداری کرده و طرفداران اختیار و آزادی بشر را به عنوان مخالفت با عقیده‌ی دینی می‌کشتند، یا به زندان می‌انداختند.(۶)

بنابراین مذهب حق در این مسئله، دیدگاه شیعه است که هر کاری که از انسان صادر می‌شود هم فعل او و هم فعل خداوند است؛ چون این افعال بر اساس اختیار انسان صورت می‌گیرد پس فعل انسان است، و چون خداوند خالق و منشأ اصل وجود انسان و تمام قابلیت‌های وجودی اوست پس فعل خداوند نیز می‌باشد، و به عبارت دیگر فاعلیت انسان در طول فاعلیت خداوند است و فاعلیت خداوند، فاعلیت سببی و فاعلیت انسان مباشری است. این نظریه را در اصطلاح «امرٌ بین الامرین» می‌گویند.

این دیدگاه از بسیاری از آیات قرآن و تعالیم ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام استفاده می‌شود و شیعه‌ی امامیه طرفدار این نظریه است.

 

برای آگاهی بیشتر، نک:

۱- انسان و مساله‌ی جبر و اختیار، شماره‌ی ۲۲۳.

۲- مراد از «لاجبر و لا تفویض بل امر بین الامرین» چیست؟ شماره‌ی ۵۸.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید (سه جلدی)، صفحه‌ی ۱۵۵.

۲. آل عمران، ۱۸.

۳. انبیاء، ۴۷.

۴. جمعه، ۲.

۵. چون طبق این دیدگاه (جبر) انسان از خود اراده و اختیاری ندارد.

۶. مطهری، مرتضی، مجموعه‌ی آثار، جلد ۱، صفحه‌ی ۳۷۵-۳۷۶.

 

 

* منبع: سایت اسلام‌کوئست

  • چاپ این صفحه
  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۷/۱۱/۲۱
  • ناصر دوستعلی

آثار اجتماعی

آزادی و اختیار انسان

آل عمران ۱۸

استقلال انسان

اشاعره

اعتقادات

امر بین الامرین

انبیاء ۴۷

اهداف انبیاء

جبر و اختیار

جمعه ۲

دلایل بطلان جبر

سایت اسلام‌کوئست

سرنوشت انسان

عدل الهی

علم خداوند

قضا و قدر الهی

پرسش و پاسخ

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
مهم! با توجه به اینکه امکان پاسخ به نظرات خصوصی وجود ندارد لذا در صورت تمایل برای دریافت پاسخ، نظر خود را به صورت خصوصی ارسال نفرمایید. با تشکر!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی


هدایت به بالای صفحه