دا :: کیمیا

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم


کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

تاریخ امروز
کیمیا

سلام
۱. کیمیا -از سال ۱۳۸۴ تا حالا- دیگر تبدیل به مرجعی شده برای تمام کارهایی که در دنیای مجازی و بعضا غیرمجازی انجام می‌دهم که خیلی هم زیاد است. امیدوارم روز به روز بیشتر شود به همراه برکت.
۲. اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات استفاده کنید؛ ضمنا از کلمات کلیدی یا همان تگ‌ها هم غافل نشوید. برای دسترسی به نام شاعران و دسته‌بندی اشعار آیینی از منوی بالای صفحه استفاده کنید.
۳. وجود شعر از شاعران مختلف در کیمیا -چه آیینی و چه غیر آن- لزوما به معنای تایید محتوا یا -احتمالا- گرایش فکری خاص شاعر نیست. اینجا در واقع دفتر شعر من است. سعی می‌کنم هر شعری که می‌خوانم را در آن ثبت کنم. در واقع این‌ها انتخاب‌های بنده نیست، فقط اشعاری است که می‌خوانم. سعیم بر این است که حتی‌المقدور شعرهایی که شاعرش ناشناس است را ثبت نکنم.
۴. اگر علاقه دارید شعرتان در کیمیا ثبت شود، بنده با افتخار در خدمتم؛ اثرتان را یا یک قطعه عکس از خودتان -جسارتا با حفظ شئونات- در اندازه‌ی ۱۵۰ در ۴۰۰ پیکسل به ایمیل kimia514@gmail.com یا آی‌دی تلگرامی @naser_doustali ارسال کنید.
فعلا همین
یاعلی

حمایت می‌کنیم
دنبال چی می‌گردید؟
پیگیر کیمیا باشید
بخش‌های ویژه
نیت کنید و هم بزنید
به کیمیا چه امتیازی می‌دهید؟
آخرین نظرات
  • ۲۸ مهر ۹۹، ۱۱:۳۳ - ناصر دوستعلی
    :)
  • ۱۵ مهر ۹۹، ۱۰:۱۲ - محمد مسلم نژاد
    والا
کپی‌رایت


دا

سه شنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۴، ۱۰:۵۵ ب.ظ
سلام
٭ همیشه این را گفته‌ام و باز هم می‌گویم: اگر بر فرض از آنچه در هشت سال دفاع مقدس بر کشور و مردم عزیز کشورم رفته بگذرم، محال است از حوادث خرمشهر بگذرم، محال.
مصیبت‌هایی که مردم غیور خرمشهر در طول اشغال‌شدن این شهر توسط رژیم بعث دیده و تحمل کردند به اندازه‌ی صبر و غیرت و شجاعت‌شان، با عظمت، عمیق و غیر قابل وصف است.
٭ «دا» را خواندم. 
٭ برای وجود برخی از مطالب عجیب در این کتاب باید از علامت ۲۱+ استفاده کرد چرا که بعید می‌دانم هر کسی، طاقت خواندن آن‌ها را داشته باشد.
٭ آنچه در این کتاب آمده با همه‌ی هولناک‌بودن برخی قسمت‌ها، باز هم گوشه‌ای از جنایاتی که در خرمشهر اتفاق افتاده را بازگو می‌کند و هنوز ناگفته‌های زیادی برای گفتن مانده است.
٭ به نظرم باید نهضت جمع‌خوانی کتاب‌ با موضوع دفاع مقدس راه انداخت. خواندن خاطرات و واقعیات جنگ از زبان کسانی که خود شاهد آن‌ها بودند و هنوز در بین ما هستند و نفس می‌کشند، جلوی خواب‌رفتن مردم و خاصه مسئولان را می‌گیرد.
٭ به نظرم سیر بازگویی خاطرات از بعد شهادت برادر خانم سیده زهرا موسوی سرعت می‌گیرد و خلاصه‌گویی جای توضیحات تقریبا مفصل قبلی مثل اتفاقات غسالخانه و آوردن و بردن مجروحان و شهدا را می‌گیرد که شاید یک‌دستی کتاب را تحت تاثیر قرار داده باشد.
٭ فکر می‌کنم خواننده دوست داشته باشد در اواخر کتاب از حال و احوال بعد از جنگ تا امروز خانم موسوی کمی بیشتر بداند. بنده خودم حس کردم کتاب «ناگهان» تمام شد.
٭ خواندن این کتاب را به دوستانم توصیه می‌کنم، البته باید در حین مطالعه‌ی آن «دل قوی دارید».
٭ امیدوارم به توفیق الهی بتوانیم راه شهداء را تا پایان عمر ادامه دهیم.
والسلام

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هدایت به بالای صفحه